چند ثانیه به نقطه سیاه وسط عکس نگاه کنید. بعد از چند ثانیه عکس سیاه و سفیدی ظاهر می شود.

ولی شما این عکس را رنگی میبینید. خطای چشم یا خطای مغز؟
چند ثانیه به نقطه سیاه وسط عکس نگاه کنید. بعد از چند ثانیه عکس سیاه و سفیدی ظاهر می شود.

ولی شما این عکس را رنگی میبینید. خطای چشم یا خطای مغز؟

سکوت و لبخند دو ابزار قدرتمندند.
لبخند راهی است برای حل بسیاری از مشکلات.
سکوت روشی است برای اجتناب از
مشکلات بسیار.
گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!
پرسیدند : چه می کنی ؟
پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم !
...
گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد!
گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟
پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد!
دوستی نه در ازدحام روز گم می شود نه در سکوت شب ، اگر گم شد هرچه هست دوستی نیست...
«تاملی بر واژه ی شیر سنگی»
بازخوانی «بردِشیر»
(از کتاب ریشه های کهنتر بلوط - سامان فرجی بیرگانی)
«بَردِشیر» ها یا آنچه در فارسی به غلط به «شیرسنگی» ترجمه شده اند، نمادی از دلاوری، شجاعت و خصایص شیرگونه مرد متوفی بود، که بازماندگان به یاد و خاطره اش بر پا می داشتند. «بَرد» به معنای سنگ و « شیر» در این کلمه بیش از آنکه به پیکره تراش خورده حیوانی از سنگ دلالت کند، به خصایص شیرگونه و شخص متوفی اشارت داشت. کسره ی آخرکلمه «برد» ، تخصیص و انتساب سنگ مزار به متوفی را در نظر دارد. «بردشیر» «ترکیبب وصفی» ساخته شده از صفت و موصوف است. که نخستین مترجمان آن به فارسی به اشتباه آن را «ترکیبی اضافی» پنداشته و به شیر سنگی ترجمه کرده اند. ترجمه دقیق این کلمه به فارسی عبارت است از سنگ مزاری که به «شیر» آرمیده در گور (مرد متوفی - شیرمرد) تعلق دارد.به تعبیر دیگر «برد شیر» نوعی سنگ گور مخصوص شیرمردان است.
برَدِشیری سَر خاکُم بِوَنین اَر مُردُم
تا نَگُن پشت َسرُم بَردِ مزارِس خو، نی (روشن سلیمانی)
سنگ گوری که مخصوص شیر مردان است برگور من قرار دهید.
تا پس از مرگم نگویند سنگی که در خورمنز لت و شانم ساخته نشده است.
دکتر قیصر امین پور:
قافله بــار ایکُـــنه دلُــم وِ بـارس چی باری سـرِ دلُم گَرت و غُوارِس
قافله بار ایکُـــنه زِ شـاه خراســو دلُم چی چاله تشی مَندِه وِ جاسو
تش سُهری وِ دلُم زیـدی وُ رَهدی مروَدی بی سی تشی،ویدی ورهدی
زِ گُتند تا دشــتِ او بیـد تا عقیلی همه جا سـوز آویده سـوزِ قصیلی
همه جا سوز آویده غیـر اِز دلِ مو ای گِره نِه کی گُشه زِ مشکلِ مو
زِ گُتند زِیدم وِ دَر تا شیـخ سلیمو تا قـیامت یادُمِ او عـهد و پیــمو
زِ گُتـند زِیــدم وِ دَر تا پـُـل پـرزی پُرِ لام گُـل باوینــه پُـر ِ دلُم خـین
زِ گُتـند زِیـدم وِ دَر دینـداتـِه گردم تو گُلِ سُهـرِ مونی ، مو خارِ زردُم
زِ گُتند زِیدم وِ دَر دینــداتهِ گَـشتُم گُلِ سُهری نِه چیدُم جاتو نیشــتُم
آسمــو اَوری گِـرِه ز قیــل سیـا تر روز و شو تی رَه تونُم وا ای تیا تَـر
بختِ تو چی رختِ تو سوزِ قصیلی بختِ مو چی رختِ مو سیا وُ نیلی
وا کِـتاوِ حافـظُـم گِـرِه مــِه فـالـی دِشمَنت بینا!چه فالی وُ چه حالی:
نوشته شده توسط: محسن جمشیدوند.بختیاری
برای نخستین بار حمدلله مستوفی در شمارش طوایف لر بزرگ از بختیاری نام بردهاست طایفهای که ظاهراً بعدها قدرت و شوکت بیشتری یافته و سرانجام اکثر منطقه لر بزرگ با همان نام بختیاری شناخته شدهاست.
بختیاری نام یکی از قومهای بزرگ منتصب به لر ایران معروف به لر بزرگ است که در زمان حکومتهای ملوک الطوایفی اتابکان لر در محدودهء حکومتی آنان حضور داشته اند، از اینرو آنان را لر بختیاری نیز می نامند. ایشان در زاگرس میانی سکونت دارند . لر کوچک نیز تقریباً ساکنین لرستان و ایلام امروزی هستند. در دورههای هخامنشی تا ساسانی، لرستان بخشی از سرزمین بزرگ پارس بود. پس از اسلام و از زمان خلفای عباسی، لرستان فراتر از مرزهای کنونی (از همدان تا گلپایگان) با نام سرزمین وحکومت اتابکان لرستان تا مرز اتابکان فارس بصورت حکومتی خود مختار تا پنج قرن(ازسال 506 تا 1006 هجری قمری) اداره میشد که حاکمان این دوره با نام اتابکان لرکوچک شناخته میشدند. خرم آباد مرکز حکومت اتابکان لر کوچک و ایذه مالمیر مرکز حکومت اتابکان لر بزرگ بوده است.
هر چند بنا بر مستندات مکتوب ادعا می شود که در روزگار صفوی نام بختیاری از واژهٔ بختیاروند که یکی از طایفههای مهم این منطقه بود بر روی لر بزرگ نهاده شد ولی با این حال منابع تاریخی در اوایل سدهٔ هشتم نام بختیاری را نیز متذکر شدهاند.[۱] به نظر می رسد با چنین اختلافی می بایست با نظری عمیقتر، قوم شناسی ایران، بخصوص اقوام ایرانی قبل از اسلام را مورد بررسی قرار دهیم.
با توجه به فرضیهء تولد کوروش در انشان (ایذه مالمیر امروزی) و همچنین سنگ نوشته ای منتصب به وی که در شوش کشف گردیده، وی یادآوری می کند که قصد دارد بر سر راه خود از هگمتانه به شوشا با مردمان باختری دیدار نماید و از اوضاع آنان مطلع گردد. بنابر این منطقی به نظر می رسد که منطقه باختری ها فی مابین همدان و شوش امروزی باشد نه در باکتریا (افغانستان) و یا بین النهرین (عراق). ونیز حضور شهرستان پارسان (فارسان امروزی)و یا منطقهء ایزدجی (میزدج امروزی) و یا روستای پیل آباد (فیل آباد امروزی) که محل پرورش و نگهداری فیلهای جنگی بوده است حکایت از آن دارد که این منطقه بخشی از سرزمین پارس بنام پارس باختری می باشد، از اینرو می توان نتیجه گرفت که واژهء بختیاری همان تغییر یافتهء کلمهء باختری است و بختیاری ها نیز بازماندگان دودمان هخامنشی باشند. بنظر می رسد قوم بختیاری به لحاظ نژادی بازماندهء اقوام پارس و قوم لر (که ممکن است بر گرفته از نام لی لی بی ها دیگر قوم قدیمی ساکن در این منطقه باشد) بازماندهء سکا ها، دیگر قوم آرایایی منطقهء شمال ایران باشند. حضور طایفهء سکوند در لرستان دلیلی بر این مدعی است. رومن گیرشمن باستانشناس سرشناس فرانسوی مینویسد «من جای جای این سرزمین (بختیاری) پا نگذاشتهام مگر اینکه تمدن عیلامی را یافتهام .
باورهای مرد م بختیاری درباره زن و کودک
زنان نقش بنیادی در ایل بختیاری دارند و بیشتر آئینهای سنتی بر محور آنان می گردد. بختیاری بیشتر به پیوندهای خویشاوندی و هم تباری و هم نژادی عقیده دارد و پشت به سنت نمی کند. زن بختیاری نمونه اصالت، تقوی و نجابت است. حرکت ناشایسته و ناهنجار ندارد. ساختار شکنی نمی کند. هیچگاه به روی نامحرم نمی خندد و بلند حرف نمی زند و حتی در محاوره شوهرش را با نام صدا نمی کند.
محبت من
آنقدر ندیدمت که حسرت دارم
از دوری و از فاصله نفرت دارم
دائم به هوای دیدنت می آیم
مانند همیشه من محبت دارم
علیرضا همتی فارسانی فروردین 94
موضوع انشا : خوشبختی
به نام خدا
خوشبختی یعنی قلب پدر و مادرت بتپد
پایان !!!
محصول
وقتی که مرام تو فقط بی دردی ست
حرفِ دلِ تو نشانه ی دل سردی ست
وقتی که دقیق می شوم می بینم
محصول تو پژمردگی ست و زردی ست
علیرضا همتی فارسانی فروردین 94
یادمان باشد که هر روز تمرین کنیم دل کندن از زندگی را ...
یادمان باشد که زخم نیست آنچه ایجاد درد می کند بلکه عفونت است ...
یادمان باشد که در حرکت همیشه افق های تازه هست ...

پیشاپیش فرا رسیدن نوروز باستانی را به همه تبریک عرض نموده و از خداوند منان سالی پربار برای همه آرزومندم

آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش
و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می رویم
سرخی تو از من ، زردی من از تو
غم برو شادی بیا محنت برو روزی بیا
جشن باستانی چهارشنبه سوری مبارک

بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری
افکارمان آتشی بیافروزیم کینه ها را بسوزانیم
زردی خاطرات بد را به آتش و سرخی عشق را از
آتش بگیریم آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم
جشن باستانی چهارشنبه سوری مبارک