بن بست منم ، همیشه دارم نقطه
باشد برو اصرار ندارم ، نقطه
پایان تمام سطرهای این عشق
با قطرهی اشک میگذارم نقطه
یک هم نفسِ قفس برایم بفرست
یک سنگ صبورِ آشنایم بفرست
دلتنگ برای گریه کردن هستم
یک شانه برای گریه هایم بفرست
صنایع دستی استان چهار محال و بختیاری
صنایع دستی بختیاریها، ویژگیها و مختصاتی دارد که با انواع تولیدات مشابه به دست دیگران قابل تمیز دادن است بخشی از این ویژگیها به این شرح است: فعالیت در رشته صنایع دستی کاری است صد در صد زنانه که تمام مراحل آن را زنان و دختران انجام می دهند و مردان در تولید آنها هیچ نقشی ندارند.
صنایع دستی بختیاری فقط انواع بافتها را شامل می شود. تقریبا اغلب زنان و دختران ایلیاتی با آنها آشنایی دارند.
بافندگان معمولا از نقشه برای بافتنی استفاده نمی کنند مگر اینکه به قصد تفنن بخواهند محصولی شبیه به فرآورده های دیگر داشته باشند. یا وقتی سفارشی برای مشتری دریافت کنند که ملزم به اجرای نقش و طرح پیشنهاد شده مشتری باشد. پس به طور کلی نقشهایی که برای تزیین بافته ها به کار می برند ذهنی است.
معمولا از مواد اولیه تولید شده توسط خودشان بهره می گیرند و در موارد محدودی از نخ پنبه ای کارخانه ای به عنوان تار بافته هایشان استفاده می کنند.
از امتیازات تولیدات بختیاریها، عدم تشابه و ناهمانندی کارهایشان است و این به دلیل عدم استفاده از الگو و مدل برای نقوش تولیداتشان است. تنوع و گوناگونی رنگ و نقش در بافته های زنان و دختران بسیار زیاد است و کمتر می توان دید که بافنده ای دو یا چند محصول یک اندازه و یک نقش با رنگ واحد تولید کند.
بافندگان محلی از دارهایی استفاده می کنند که به صورت افقی است. نقش ها و طرحهایی که در قالیبافی منطقه به کار می رود عبارتند از نقشه های خشتی، بید مجنون، ترنج، طاووس، سرو، کاج، گلدان، و گل چالشتری.
چکیده
محور تحقیقات فرهنگ مردم، شیوة زندگی، آداب و رسوم، باورها، موسیقی و ادبیات است و در این میان، ادبیات عامیانه که روح هنری هر ملتی است شامل عناصری همچون ضربالمثل، چیستان، ترانه، متل، اشعار محلی و شعر کار است. شعر کار نسخة خوانای احساسات سرایندگان و چگونگی محیط کار آنهاست. و اشعار خوانندگان در حین انجام کار، که به طور انفرادی یا جمعی خوانده میشود، بیانگر وضع معیشت، دلتنگیها، رنجها، آمال و آرزوها، عشقها و نیایشهاست. در این مقاله قصدمان معرفی جامعة بختیاری و اشعار عامیانة آنان به خصوص اشعاری است که مردم بختیاری در حین انجام دادن کار درو به شکل آهنگینی میخوانند. روش جمعآوری اطلاعات به صورت کتابخانهای، اینترنتی و تحقیقات میدانی و حوزة مکانی جمعآوری اطلاعات میدانی استانهای خوزستان و چهار محال و بختیاری بوده است که طوایفی از ایل بختیاری در آنجا به صورت دائم یا به شیوة کوچندگی زندگی میکنند.
کلیدواژهها: جامعة بختیاری، فرهنگ مردم، ادبیات عامیانه، شعر کار، برزگری
من خستهام، تو خستهای آیا شبیه من؟
یک شاعر شکستهی تنها شبیه من
حتی خودم شنیدهام از این کلاغها
در شهر یک نفر شده پیدا شبیه من
تو دلت مثل ساحلی آرام، دل من پر خروش و مواج است
من به آرامش تو محتاجم، ساحل آرامگاه امواج است
من زنم، ساقهای که میشکند تندباد غمی اگر بوزد
تو ولی استواریات از سرو … سبزیات آرزوی هر کاج است
باد دیروز روسری مرا … عشق از من قرار را امروز …
راست میگفت مادرم انگار: فصل پاییز، فصل تاراج است
فصل پاییز، فصل خوبی نیست بی تو اما بهار هم حتی …
خسته از فصلهای فاصله عشق، او به یک فصل تازه محتاج است
*
کولی امروز توی دستم خوند: «یه زمستون سخت تو راهه»
من دلم با تو قرصه اما تو …؟ تو دلت چند مرده حلاجه؟
مژگان عباسلو
می چکد از چشم هایت آسمانی سوخته
قصّه ای راوی گداز و داستانی سوخته
می چکد از چشم هایت یک کماکان درد و داغ
هم چنانی مردم افکن ، هم چنانی سوخته
دست هم از شدّت ننوشتن آتش می شود
در جهنّم درّه ی ذهن و زبانی سوخته
آن روز مجبوری که از من چشم برداری
فاطمه سلیمانی
تن داده ام در این نبرد از پا بیفتم
حتی اگر از چشم خیلی ها بیفتم
دیگر نمی خواهم برای با تو بودن
چون بختکی بر جانِ این دنیا بیفتم
...
بگذار اگر این بار سر از خاک بر آرم
بر شانه تنهایی خود سر بگذارم
از حاصل عمر به هدر رفته ام ای دوست
ناراضی ام ، اما گله ای از تو ندارم
بی سبب زخم زبان بر جگرم نگذارید
وقت و بی وقت فقط سر به سرم نگذارید
مثل قابیل نگردید به دور و بر من ...
داغ فرزند به دوش پدرم نگذارید
عرصه ی زندگی ام تنگ شده بدترازآن ...
لحظه ای نیست که پا روی پرم نگذارید
این عشق کمی بهانه می خواست که ما...
دلتنگی شاعرانه می خواست که ما...
یک طایفه را به زور راضی کردیم
افسوس فقط خدا نمی خواست که ما...
در بقچه ام شکوفه و باران گذاشتم
امروز صبح سر به بیابان گذاشتم
بی خود به انتظار جنونم نشسته ای
در راه عقل چند نگهبان گذاشتم
خیالِ با تو بودن بی قرارم می کند هرشب
و با تو بودن اَم شب زنده دارم می کند هرشب
تو گفتی بر نمی گردی - اگرچه – در کنارِ من
امیدِ دیدن اَت چشم انتظارم می کند هرشب
غروبِ رفتن اَت ناباورانه اتفاق افتاد
طلوعِ یادِ تو امیدوارم می کند هرشب
من آن پاییزِ حزن انگیزم اما مطمئن هستم
حضورِ سبزِ احساست بهارم می کند هرشب
از آن ابری ترین بغض ام که روزی با تو می بارم
ولی عریانیِ شب شرمسارم می کند هرشب
و حالا این منم با یِک بغل احساسِ تنهایی
سکوتِ سایه هایت داغدارم می کند هرشب
بی سبب نیست زمین سینه ی پر پر دارد
به خدا چشم تو یک فاجعه در بر دارد
با نسیم سحری شعله نکش می ترسم
کلبه ی حوصله ی شهر ترک بردارد
آموزش تدوین مقاله پژوهشی
چکیده:
تدوین مقالهی علمی برای انتشار در مجلههای علمی بویژه در محیطهای دانشگاهی شیوه متعارفی برای تولیدکنندگان و دستاندرکاران مسائل علمی است صرفنظر از آثار حقوقی- اداری و استخدامی مقالات علمی اساساً هر نویسندهای علاقهمند است حاصل کار خود را در مجله یا نشریهای منتشر کند و آن را به اطلاع علاقهمندان برساند. ضمن اینکه غالباً محققان اعم از دانشجویان تحصیلات تکمیلی یا استادان یا مجریان پروژهها ناگزیرند از کار خود مقالهای ارائه دهند. انتشار مقالات علمی از سوی دیگر بر ارتقای منزلت اجتماعی و اشتهار علمی نویسنده در جامعه تأثیر مثبت دارد. این نوشتار، در صدد بیان اصول و فنون پژوهش است، مسأله اصلی در این مقام را چنین می توان تقریر کرد: مقاله های پژوهشی چه تمایز ساختاری با مقاله های ترویجی، اطلاع رسانی و آموزشی دارند. در تدوین مقاله های پژوهشی چه اصولی را باید رعایت کرد؟ پاسخ به این مسأله را با مقدمه ای فراگیر، در زمینه مراحل مختلف فرایند تحقیق ارائه می کنیم. مراحل عملیاتی پژوهش
هر برنامه پژوهشی، به یک معنا، سه مرحله عمده دارد: طراحی، اجرا و گزارش.