چشمه باران(farsan )

چشمه باران(farsan )
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

سوگند و رد پای آن در ادبیات فارسی

(بخش دوم)

مولوی متولد ٦۰۴ می‌گوید:

بالله که بی تو شهر مرا حبس می‌شود / آوارگی کوه و بیابانم آرزوست

زین همرهان سست عناصر شدم ملول / شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

ایشان در سوگندهای خود همواره در جست و جوی شفیعی هستند که از ایشان جانب داری کند. سخنوران این دوره به همه چیز متوسل می‌شوند تا مگر دل شنوندگان خویش را رام کنند و ایشان را به دستیاری خود تشجیع و ترغیب کنند. ایشان روشنان فلکی و پدیده‌های جهان طبیعت و مقدسات دینی را چون پیشینیان به گواهی سوگندهای خویش نمی‌طلبند. بلکه در خود فرومایگی و حقارتی حس می‌کنند که خود را شایسته ی همسری و همدوشی آنان نمی‌پندارند که آنان را فقط شاهد درستی و راستی گفتار خویش بدانند و لذا به آنان پناه می‌برند و دست گدایی و شفاعت به پیشینیان دراز می کنند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۴۴
علیرضا همتی فارسانی

سوگند و رد پای آن در ادبیات فارسی (۱)

(بخش نخست)

جز راست مگوی گاه و بیگاه / تا حاجت نیایدت به سوگند (ناصر خسرو) (۲)

در روزگاران قدیم و دوران های کهن راه های گوناگونی برای رفع و حل اختلاف ها و ادعاهای مردمان مرسوم و متداول بوده است که یکی از آن ها نبرد تن‌به‌تن یا Duell و دیگری (Ordal  (۳ است که ما آن ‌را به پهلوی ور (var  (۴ می‌خوانده‌ایم و هنوز هم در برخی از سرزمین های افریقا رایج و معمول است. وَر نزد ایرانیان و اُردال نزد اروپاییان عبارت بوده‌است از آزمایش های گوناگونی که همپتکاران (۵) یا پیشمار و پسمار طی آن می‌بایستی راست گویی خود را به اثبات برسانند و خویشتن را از تهمت بزه کاری بزدایند و چون در زمان های پیشین کشف چنین حقایقی را دشوار می‌دیده‌اند،  به ناچار طی محاکمه ها و تشریفاتی بس پیچیده و مبهم دو طرف دعوا را می‌آزموده‌اند تا هر‌کدام که از بوته ی آزمایش رستگار به درآید، ذیحق باشد و راست گو شناخته شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۴۲
علیرضا همتی فارسانی

تحول شخصیت‌های زن در آثار نویسندگان زن ایران

  سخنانم را با سپاس از بنیاد پژوهش‌های زنان ایران و با یاد همیشه زنده‌ی مادر و مادربزرگ داستان‌نویسی زنان در ایران، خانم سیمین دانشور، آغاز می‌کنم.

موضوع سخنم، کندوکاو پیرامون تحول شخصیت‌های زن در داستان هایی‌ست که نویسندگان زن در چهل- پنجاه سال اخیر در ایران نوشته‌اند. این بخشی از کار ناتمامی است که امیدوارم به‌زودی به‌صورت کتاب منتشر شود. 
شخصیت‌های داستانی در واقع آفریده‌ی ذهن زمانمندِ نویسنده هستند. بافته‌ای هستند درتاروپود واقعیت و خیال. همچون شرابی که با انگورهای واقعی ساخته شده ولی در کوزه‌ی ناخودآگاه نویسنده رنگ و جان گرفته است. 
بر شما پوشیده نیست که از زمان انتشار «سووشون» در چهل و سه سال پیش تا امروز، ــ به‌ویژه پس از جنگ هشت ساله ــ زناِنِ داستان‌نویس در ایران راه بس درازی را پیموده‌اند و برخی با آثارشان در ادبیات معاصر حادثه آفریده‌اند. شمارشان از سه یا چهار نفر، پیش از انقلاب، امروز به ده‌ها نفر رسیده است و در سال‌های اخیر بیش‌ترین رمان‌های پرفروش از آن زنان بوده است. 
تحول کیفی کار آن‌ها چشمگیر‌تر از پیشرفت کمی‌شان بوده است. آن‌ها از واقع‌گرایی و افشای محرومیت‌ها و زخم‌های بی‌شمار تن و جان زنان جامعه فرا‌تر رفته به خلوت درون آن‌ها نقبی هنرمندانه زده‌اند و تلاطمات، پرسش‌ها، بن‌بست‌ها و حسرت‌های مشترکی را برملا کرده‌اند و از این رهگذر نشان داده‌اند که تن‌ها، به‌تصادف یا تفنن، قصه نگفته‌اند بلکه شهرزادوار و هنرمندانه از خود مایه گذاشته‌اند. زنان نویسنده در واقع با داستان‌گویی فضایی را برای تنفس، بیان، عرض‌اندام و بالیدن فراهم آورده‌اند که حاکمان سیاسی و ایدیولوژیک از آن‌ها دریغ کرده بودند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۳۹
علیرضا همتی فارسانی

پری در زبان و ادبیات فارسی

 از اوستا تا قصّه‏‌های عامیانه‌‌ی مادربزرگ‏‌ها، نام پری‏ بارها تکرار شده است. پری موجودی افسانه‌‌ای و بسیار زیبا و فریباست. در طیّ سده‌‏ها، شخصیت او بارها دگرگون شده؛ گاه مظهر هرگونه پلیدی و بدخواهی است و گاه همچون فرشته، به گفته‌‌ی حافظ: «از هر عیب بری است»؛ گاه هم‌‌راه جادوان (= جادوگران) است و گاه با جن یکسان.

نام پری در اوستا به‌‌صورت «Pairika» و در زبان پهلوی ذکر شده است.

پریان در اوستا موجودهایی اهریمنی و نابکارند که از آن‌‌ها در کنار «جادوان» یاد شده است. در کنار دریای «فراخکرت» به‌‌صورت ستارگان دنباله‏‌دار در میان زمین و آسمان می‌‏پرند و ستاره‌‌ی «تشتر» آن‌‌ها را در هم می‌‏شکند. همچنان که «تشتر» در برابر «پری خشک‏‌سالی» نیز پایداری نموده و او را شکست داده است.

«موش‌‏پری» یکی از پریانی است که نامش در اوستا آمده است و دیگری پری «خناثئیتی» است که گرشاسپ، پهلوان مشهور، با او ارتباط داشت. پری در زند وندیداد «دیوزن» معرفی شده است.

در جایی از بندهش نیز به همین مفهوم به کار رفته و در جای دیگری از آن از جمله موجودهای اهریمنی است که نامش در کنار نام «جادو» آمده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۳۵
علیرضا همتی فارسانی
 

در خانه‌ی من عصر غم‌انگیز بدی ست
در پشت بهارها چه پاییز بدی ست

 

از مهر و محبت شما می‌ترسم
ثابت شده است عاشقی چیز بدی ست

 

سیدمهدی موسوی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۱۶:۱۳
علیرضا همتی فارسانی

من اتفاقی رو به بحرانم ،نگفتم؟

ارامشی از جنس طوفانم,نگفتم؟

 

یک حادثه،یک ازدحام پر تناقض

از رفتن و ماندن گریزانم ،نگفتم؟

 

تو عاشق پاییز بودی خاطرم هست

صد حیف من مرد زمستانم،نگفتم؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۱۶:۰۷
علیرضا همتی فارسانی

تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد

زندگی درد قشنگیست که جریان دارد

 

زندگی درد قشنگیست ، بجز شب هایش!

که بدون تو فقط خواب پریشان دارد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۱۶:۰۴
علیرضا همتی فارسانی

مثل یک جنگل پاییزی سرما خورده

شده‌ام بی‌رمق و غم‌زده و تا خورده

 

اخم کن، زخم بزن، تلخ بگو، سر بشکن

قالی آن گاه عزیز است که شد پا خورده

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۱۶:۰۰
علیرضا همتی فارسانی

به دور از غم؛ میان جمعی و خوشحال و خندانی

تو از یک آدم بی همدم تنها ؛ چه میدانی؟!

 

اگر چه تلخ میگویی و دورم میکنی ؛ اما ؟!

به چشمانت نمی آید که قلبی را برنجانی 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۱۵:۵۶
علیرضا همتی فارسانی

 

در عصر اتم ساده فرو می پاشی

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ دی ۹۶ ، ۱۱:۱۴
علیرضا همتی فارسانی

 

 

آنها فقط یک شناسنامه می‌خواهند

شناسنامه من یک دروغ تکراری است

 

هنوز تا متولد شدن مجالم هست
 

 

محمدعلی بهمنی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۶ ، ۱۱:۲۷
علیرضا همتی فارسانی

 

شیوه ی زمانه

images

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۶ ، ۰۹:۱۶
علیرضا همتی فارسانی

به چشمانت بیاموز که...

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند

از همان لحظه که از چشم یقین افتادند
چشم های نگران آینه ی تردیدند

نشد از سایه ی خود هم بگریزند دمی 
هر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند

چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خود
همه از دیدن تنهایی خود ترسیدند

غرق دریای تو بودند ولی ماهی وار
باز هم نام و نشان تو زهم پرسیدند

در پی دوست همه جای جهان را گشتند
کس ندیدند در آیینه به خود خندیدند

سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است
فصل ها را همه با فاصله ات سنجیدند

تو بیایی همه ساعت همه‌ی ثانیه ها
از همین روز، همین لحظه، همین دم عیدند

قیصر امین پور

 

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۶ ، ۱۲:۰۴
علیرضا همتی فارسانی

همیشه..............

طبق قانون مصوب شده در چشمانت
باید یک عمر بمانند به در چشمانت

دست و پا می زنم و غرق در افکار خودم
هیچکس منجی من نیست مگر چشمانت

نذر کردم که به پابوس خداوند روم
روی من باز شود روزی اگر چشمانت

من در آئینه خودم را.نه تورا می بینم
کرده در عمق وجود من اثر چشمانت

از خدا خواسته ام پا به میان بگذارد
که نخواهند مرا خون به جگر چشمانت

حامد ابراهیمی (سهند)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۶ ، ۱۱:۵۹
علیرضا همتی فارسانی

 

 

گفته بودم که خاطرَت را این، مردِ تنهای ایل می خواهد
گفتی :" آخر چرا؟!" و پرسیدم : " عاشقی هم دلیل می خواهد؟!!"

قلبِ تو ، جنس سنگ هم باشد، قبله ی آرزوی من آنجاست
فتحِ این کعبه ای که می بینم... آه ! اصحاب فیل می خواهد!!

گفته اند امتحان چشمانت، کار یک عاقلِ مسلمان است
کوفه ی چشمهای تو شاید "مسلم بن عقیل" می خواهد

بین دریای مشکیِ مویت، بازهم فرق از وسط وا کن
تا دوباره کسی نگوید که معجزه رود نیل می خواهد

 
رضا سیرجانی

 


 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۶ ، ۱۱:۳۹
علیرضا همتی فارسانی

این منم که سپردی بدست طوفانم
و در خزان نرسیدی به داد چشمانم

صدایت از پس کوه غزل به گوشم خورد
و انعکاس صدایت ببین چه میخوانم؟

تو هر شبی غم خود را به آسمان گفتی
و من به کس نسرودم غم غزلخوانم

قسم به غرش دریا هنوز یاد توأم
اگرچه طعم غروب تو مانده بر جانم

من وتو از سر یک خط شروع ره کردیم
و من چه زود رسیدم به خط پایانم

برو که مثل همیشه سپردمت به خدا
و این منم که همیشه غریب میمانم…

امید صباغ نو

 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۶ ، ۱۳:۴۴
علیرضا همتی فارسانی

غزلم دره‌ای از نسترن و شب‌بو هاست
مرتع درمنه‌ها، دهکده‌ی آهوهاست

این طرف کوچه‌ی بن‌بست نگاه آبی‌ها
آن طرف کوچه‌ی پیوند کمان ابروهاست
 
این خیابان بلندی که به پایین رفته
مال گیسوی به هم ریخته‌ی هندوهاست

غزلم گردش کاشی‌ست در اسلیمی‌ها 
غزلم تابش خورشید بر اسکیموهاست
 
باد می‌آید و انجیر مقدس مست از
روسری‌های به رقص آمده در هوهو هاست

هرچه که بر سر من رفته از این قافیه‌ها
از به رقص آمدن باد، میان موهاست
 
تلخ مردن وسط هاله‌ای از ابر و عسل
سرنوشت همه‌ی هسته‌ی زردآلوهاست

کار سختی است ـ ببخشید - ولی می‌گویم ...
اینکه... بوسیدنتان... دغدغه‌ی... کم روهاست

حامد عسگری

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۶ ، ۱۳:۴۱
علیرضا همتی فارسانی

بوسه نه... خنده‌ی گرم از دهنت کافی بود
این همه عطر چرا؟ پیرهنت کافی بود

دانه و دام چرا مرغک پرسوخته را؟
قفس زلف شکن در شکنت کافی بود

می‌شد این باغ خزان‌دیده بهاری باشد
یک گل صورتی دشت تنت کافی بود

لطف کردی به خدا در غزلم آمده ای
از همان دور مژه هم‌زدنت کافی بود



قافیه ریخت به هم... خلوت من خوش‌بو شد
گل چرا ماه؟... درِ ادکلنت کافی بود

حامد عسگری

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۶ ، ۱۴:۰۳
علیرضا همتی فارسانی

 

 

یک غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیر
نرم نرمک دستی افشان پای کوبان شب بخیر

وسعت غمهای ما را نیست مرزی آشکار
زین سبب لختی قلم بر ما بگریان شب بخیر

از نگاهت شور و مستی می تراود چون شراب
شور و مستی را از این مستان تو مستان شب بخیر

لحظه ای دیگربمان ای بانوی شعر وغزل
میزبان اکنون تو یی ما نیز مهمان شب بخیر

برف می بارد هوا سرد است بیرون می روی
یک غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیر


مهدی ناصری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۶ ، ۱۳:۵۳
علیرضا همتی فارسانی

 

طی کردن راه هزار ساله در شب قدر

یک‌ روز بیا تا که‌ بگویم‌ گله‌ام‌ را
کوتاه‌ کنم‌ از دل‌ تو فاصله‌ام‌ را

من‌ مانده‌ام‌ و هیچ‌ نمانده‌ است‌ ز من، هیچ‌
اینجا که‌ زده‌ دزد رهِ قافله‌ام‌ را

این‌ شوق‌ به‌ اوجش‌ برساند نه‌ پر و بال‌
بگذار ببندند پرچلچه‌ام‌ را

ایهام‌ نگاهش‌ چقدر مبهم‌ و سخت‌ است‌
ای‌ کاش‌ کسی‌ حل‌ بکند مسأ‌له‌ام‌ را

یک‌ عمر سرودم‌ به‌ هواخواهی‌ چشمت‌
یک‌ لحظه‌ ندادی‌ به‌ نگاهی‌ صله‌ام‌ را

من‌ خسته‌ از این‌ غربتم‌ ای عشق‌ چه‌ می‌شد
راحت‌ بگذاری‌ دل‌ بی‌حوصله‌ام‌ را

‌راضیه‌ رجایی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۶ ، ۰۸:۱۸
علیرضا همتی فارسانی