چشمه باران(farsan )

چشمه باران(farsan )
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

 

خسته‌ام از این کویر، این کویر کور و پیر
این هبوط بی ‌دلیل، این سقوط ناگزیر


آسمان  بی ‌هدف، بادهای بی ‌طرف
ابرهای سر به‌ راه، بیدهای سر به زیر

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۷ ، ۱۹:۰۹
علیرضا همتی فارسانی

دوش ، از دل ِ شـــوریده سـراغی نگرفتی
بر سینه ، غمی هشتی و داغی نگرفتی


ای چشـــم و چـراغ ِ شب ِ تاریک ِ فریدون
افتــادم و دستـــم بــــه چراغـــی نگرفتی


پاییـــز ِ دل انگیـــز ِ سبکســایه ، گـذر کرد
بر کـــام ِ دلــم ، گوشــه ی باغی نگرفتی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۷ ، ۱۹:۰۶
علیرضا همتی فارسانی

رفته ام لیک دلم پیش تو جا مانده هنوز

من کجا مانده ام و دل به کجا مانده هنوز

 

بُعد این فاصله ها درد مرا می فهمد

خاطراتم همگی یاد ترا مانده هنوز

 

اگر از دست قَدر من برهانم دل خویش

پیش رویم خطر دام قضا مانده هنوز

 

در دیاری که پُر از همهمه ی تنهایی است

بعد تو کار دل من به خدا مانده هنوز

 

باد پیچید اثرت رفت زمان بی تو گذشت

راه هموار شد و پیچ به جا مانده هنوز

 

گفتنی ها همه اش مال شما بود که من

خوب قانع نشدم چون و چرا مانده هنوز

 

بر «وصال» تو مرا فرصت اگر یار شود

می توان گفت که سهمم ز دعا مانده هنوز

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۷ ، ۱۹:۰۳
علیرضا همتی فارسانی

بین من و تو فاصله هایی ست ندیده

در هرقدمش  زخم زبانی نشنیده

 

بنشین و بیندیش هنوز اول راه است

برگشت ندارند نفس های بریده

 

ناگاه تر از شعر صدا می زنیم تا

پروازکند این من در خویش تنیده

 

من مات که با این همه تعجلیل چه باید

پاسخ بدهم ؟ پیک به تاخیر رسیده

 

نه بال و پری با من ازآن روح پرنده

نه جاذبه ای با من از این جسم تکیده

 

با معجزه ی خواب هم این پیرزمانی ست

از این همه گل رایحه ای نیز نچیده

 

یک آن به خودت فکر کن و بهت خلایق

با هم قدمی با من پیرانه خمیده

 

شاید که بخندی به من و باورم اما

وقتی که غروبم من و وقتی تو سپیده

 

وقتی خبرت نیست یکی مثل توعاشق

یک عمر به پای من و شعرم چه کشیده

 

باید که به تلمیح ، نه ، باید به صراحت

فریاد کنم از سرتان هوش پریده

 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۹۷ ، ۱۹:۵۸
علیرضا همتی فارسانی

ای وای بر آن عشق که نفرین شده باشد

با خون دل سوخته تزیین شده باشد

 

من از عطش وصل به پرپر زدن افتم

او با دگری خسرو و شیرین شده باشد

 

ای وای بر آن عاشق رسوای بد اقبال

کز بخت بدش عاقبتش این شده باشد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۳۵
علیرضا همتی فارسانی

 

بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده ام
همچو نسیم ازین چمن پای برون کشیده ام

شمع طرب زبخت ما آتش خانه سوز شد
گشت بلای جان من عشق به جان خریده ام

حاصل دور زندگی صحبت آشنا بود
تا تو زمن بریده ای من ز جهان بریده ام

تا به کنار من بدی بود به جا قرار دل
رفتی و رفت راحت از، خاطر آرمیده ام

چون به بهار سر کند لاله ز خاک من برون
ای گل تازه یاد کن از دل داغدیده ام

تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو
تا تو به داد من رسی من به خدا رسیده ام

یا ز ره وفا بیا، یا ز دل رهی برو
سوخت در انتظار تو جان به لب رسیده ام

رهی معیری

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۳۴
علیرضا همتی فارسانی

قسم به روح لطیفت،به روح حساست

نخواستم بشوم من یُوَسِوسُ النّاسَت

 

دلیل رفتن خود را نوشته ام اما 

به حکم عقل بخوانش نه حکم احساست

 

تو گنج بودی و قدر تو را ندانستم 

نشان به گوهر چشمان مثل الماست

 

دوباره نام تو آمد به یادت افتادم 

جهان چه عطر عجیبی گرفته از یاسَت

 

اگر چه در دل تو نیستم ولی بسپار 

مرا به حافظه ی چشم های عکّاست

 

"سیدتقی سیدی"

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۷ ، ۱۶:۵۳
علیرضا همتی فارسانی

باشد، تو نیز بر جگرم خنجری بزن
با من دم از هوای کسِ دیگری بزن

پرواز با رقیب اگر فرصتی گذاشت
روزی به آشیانه ی من هم سری بزن

ای دل به جنگ جمع رقیبان شتاب کن
سرباز نیمه جان! به صف لشگری بزن

درد فراق آمد و عشق از دلم نرفت
ای روزگار! سیلیِ محکمتری بزن

شاید که جام بشکنم و توبه ای کنم
ای مرگ! پیش از آنکه بیایی دری بزن...

"سجاد سامانی"

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۷ ، ۱۶:۵۰
علیرضا همتی فارسانی

بر باد رفته ، آدمی ، بی سرزمین است
دلواپسی هایش بقدر نقطه چین است

از دوست و دشمن ندارد کینه انگار
اهلی شده با مارهای آستین است

با خاک یکسان کرده اندش دوستانش
از دشمنانش گر توقع بیش از این است

شاعر شدی مثل من دیوانه غافل _
_ازاینکه اعمال تو زیر ذره بین است

وقتی که روی دست بالا می برندت
با نیّت کوبیدن تو برزمین است
#
ابروی تو چون ماه تیغی آب دیده است
زیبائی ات کار کرام الکاتبین است

باید حذرکرد از دل دیوانه ای که
عمری شبیه ِ شیر زخمی درکمین است

گاهی مسلمانی تو با ما گاه کافر
ابروت مرز انشقاق کفر و دین است

باید فراری شد از این شهری که درآن
یا جای من یا جای از ما بهترین است

من می روم طاقت ندارم که بگویی _
دنیا همین بوده و تا آخر همین است

 


#سید_مهدی_نژاد_هاشمی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۷ ، ۱۶:۴۹
علیرضا همتی فارسانی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۹۷ ، ۲۰:۲۴
علیرضا همتی فارسانی

آهسته و نرم بی قرارم کردی 

تیری نزدی ولی شکارم کردی 

در زندگی ام خاطره ای می سوزد

خاموش نمی شود چه کارم کردی!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۷ ، ۱۸:۳۰
علیرضا همتی فارسانی

از دوست بجز وفا نمی دانستید

او را از خود جدا نمی دانستید

پایان تمام دوستی ها را من

می دانستم ، شما نمی دانستید

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۷ ، ۱۸:۲۸
علیرضا همتی فارسانی

پدرم لبخندی است در چار چوب قاب .

    پدرم خوابی شیرین است که هر لحظه انتظار دیدنش را می کشم.

        پدرم نوازش اشک است در پهنه ی صورتم ….

پدرم خاطره است

پدرم خاطره شد….

   پدرم داستانی است حماسی که در ذهن ناآرامم بارها وبارها مرور می شود.

  پدرم ترانه ایست امید بخش که در گوش جانم بارها زمزمه می شود.

پدرم قطعه ایست غمگین که در فراق سروده شده

 پدرم  تکیه گاه آرزوهای من است

  پدرم یاد است…

     پدرم یاد خاطره های شیرین است

پدرم یاد دستان پینه بسته و چشمان امیدوار است

پدرم خاطره ی صمیمی لحظه های سلام واحوالپرسی است

آری پدرم یاد است . پدرم خاطره است . پدرم در تک تک ثانیه های وجودم جاریست. 

پدرم هست …. همراه لحظه های دلتنگی و شادی ام .

آری« پدرم دیگر نیست »  خطاست!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۷ ، ۱۷:۱۷
علیرضا همتی فارسانی

شایـد تو

سُکـوت میـان کلامم بـاشـی

دیـده نمی شوی

امـــا مـن، تـو را اِحسـاس مـی کنم

شایــد تــو

هَیاهـوی قلبـم بـاشـی

شنیـده نمـی شوی

امـا مـن، تـو را نـفس مـی کشم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۷ ، ۱۷:۱۴
علیرضا همتی فارسانی

خدایـــا !
به بزرگیـــــت قســـم …
توعکس های دست جمعی …
جای هیچ پدر و مـــــادری رو خــالی نذار …
آمیـــــن

 

روز پدر مبارک

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۷ ، ۱۷:۱۲
علیرضا همتی فارسانی

گفــت : با پدر یه جمـــله بســـاز
گفتــم: من با پدر جمله نمیســازم ،
دنیــــــــامو می سازم

 

روز پدر مبارک

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۷ ، ۱۷:۰۹
علیرضا همتی فارسانی

دنیای تصاویرمتحرک -ziba-gifs.mihanblog.com

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ فروردين ۹۷ ، ۱۷:۴۳
علیرضا همتی فارسانی

با  من ِ  تنهـــا  غریبـــی ، آشنای  دیگـــران

کاش من هم لحظه ای بودم به جای دیگران

از همان روزی که دستان مرا کردی رها،

برگ پاییزم کـــه می افتم بـه پای دیگران

در نگــاه مردم دنیا اسیری ساده ام

در خیال خام خود فرمانروای دیگران

عاشقی یکسان اگر با کفر باشد کافرم،

یا  خدایم  فـــرق  دارد  با  خدای دیگران

زخم های کهنه ام تنها نه از لطف تو است ،

دسترنـــج روزگـــار است و دعـــای دیگــران!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۱۸
علیرضا همتی فارسانی

چقدر ساده به هم ریختی روان مرا

بریده غصّه ی دل کندنت امان مرا

قبول کن که مخاطب پسند خواهد شد

به هر زبان بنویسند داستان مرا

گذشتی از من و شب های خالی از غزلم

گرفته حسرت دستان تو جهان مرا

سریع پیر شدم آنچنانکه آینه نیز

شکسته در دل خود صورت جوان مرا

به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه

خدا گرفت به دست تو امتحان مرا

نه تو خلیل خدایی نه من چو اسماعیل

بگیر خنجر و در دم بگیر جان مرا

تو را به حرمت عشقت قسم بیا برگرد

بیا و تلخ تر از این مکن دهان مرا

چه روزگار غریبی است بعد رفتن تو

بغل گرفته غمی کهنه آسمان مرا

تو نیم دیگر من نیستی ؛ تمام منی

تمام کن غم و اندوه سالیان مرا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۱۳
علیرضا همتی فارسانی

عقل بیهوده سر طرح معما دارد
بازی عشق مگر شاید و اما دارد

با نسیم سحری دشت پر از لاله شکفت
سر سربسته چرا اینهمه رسوا دارد

در خیال آمدی و آینه ی قلب شکست
آینه تازه از امروز تماشا دارد

بس که دلتنگم اگر گریه کنم می‌گویند
قطره ای قصد نشان دادن دریا دارد

تلخی عمر به شیرینی عشق آکنده است
چه سر انجام خوشی گردش دنیا دارد

عشق رازیست که تنها به خدا باید گفت
چه سخن ها که خدا با من تنها دارد

شاعر : فاضل نظری

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۰۶
علیرضا همتی فارسانی