چشمه باران(farsan )

چشمه باران(farsan )
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سهراب سپهری» ثبت شده است

سهراب سپهری

شنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۰۴ ق.ظ

امشب
باد و باران هر دو می کوبند:
باد خواهد بر کند از جای سنگی را
وباران هم
خواهد از آن سنگ نقشی را فرو شوید.
هر دو می کوشند.
می خروشند. 
لیک سنگ بی محبا در ستیغ کوه 
مانده بر جا استوار، انگار با زنجیر پولادین.
سال ها آن را نفرسوده است.
کوشش هر چیز بیهوده است.
کوه اگر بر خویشتن پیچید، 
سنک بر جا همچنان خون سرد می ماند
و نمی فرساید آن نقشی که رویش کند در یک قرصت باریک
یک نفر کز صخره های کوه بالا رفت
در شبی تاریک.

بانوی بادگون‌ بررسی و تحلیل آنیما در شعر سهراب سپهری

چکیده

نتایج نوشتار نشان می‌دهد که آنیما چون موجودی مرموز با صورت و رفتاری شگفت‌انگیز در شعر سپهری حضور دارد.آنیما بسیار چهره است،گاه به صراحت باد و آب نامیده می‌شود و گاه از تأثیراتی که بر محیط بر جای می‌گذارد،می‌توان حدس زد با کدام چهره پدیدار شده‌ است.اغلب در شب یا در رؤیا یکباره پدیدار و ناپدید می‌شود.دیالوگ راوی با او از مبهم‌ترین و مخیل‌ترین مضمونهای شعر سهپری است.دغدغه شاعر در تمامی این شعرها وصال با آنیما در مجموعه‌های اول در مقایسه با مجموعه‌های آخر،به‌گونهء معنی‌داری‌ متفاوت است.

 

کلیدواژه:

سهراب سپهری،کارل گوستاویونگ،ناخودآگاه،آنیما.

ماه بالای سر تنهایی است

چهارشنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۰۰ ب.ظ
ماه بالای سر آبادی است،
اهل آبادی در خواب

 


روی این مهتابی، خشت غربت را می بویم: 
باغ همسایه چراغش روشن،
من چراغم خاموش

 


ماه تابیده به بشقاب خیار، به لب کوزۀ آب.
غوک ها می خوانند.

 

مرغ حق هم گاهی.
کوه نزدیک من است: پست افراها، سنجدها.
و بیابان پیداست.

 


سنگ ها پیدا نیست، گلچه ها پیدا نیست.
سایه هایی از دور، مثل تنهایی آب، مثل آواز خدا پیداست.

 


نیمه شب باید باشد.
دب اکبر آن است: دو وجب بالاتر از بام.

 


آسمان آبی نیست، روز آبی بود.
یاد من باشد فردا، بروم باغ حسن گوجه و قیسی بخرم.
یاد من باشد فردا لب سلخ، طرحی از بزها بردارم، 
طرحی از جاروها، سایه هاشان در آب.

 


یاد من باشد، هر چه پروانه که می افتد در آب، زود از آب درآرم.
یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر برخورد.

 


یاد من باشد فردا لب جوی، حوله ام را هم با چوبه بشویم.
یاد من باشد تنها هستم.

 


ماه بالای سر تنهایی است.

 

 
سهراب سپهری